شادي جرم است ، خنده بي صفتي است
وقتي مي دانيم هم نوعان ما از دردهاي بدوي گرسنگي و بي سرپناهي روزي هزار بار آرزوي مرگ مي كنند….
شايد صفتي حيواني باشد داشتن دلي خوش و احساس رضايت از زندگي…
خوشحالي از كفش هاي نو ، فكر كردن به خريد لباسي ديگر ، اينها ظلم است
و نديدن بچگاني كه براي خريد شاخه اي گل و براي ذره اي محبت التماس مي كنند….
من جرمم، تو جرمي
ما با هر لبخند محكوميم به مجرم بودن …….